گنج

شمارهٔ ۷۸۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: اریبود۸ بیت
هر که را با تو سر و کاری بودجان نباشد در رهش خاری بود
دل که در وی زندگی عشق نیستدل نشاید گفت، مرداری بود
خفتگان از زندگی آگه نیندزنده بودن کار بیداری بود
عاشقی نبود تقاضای وصالبهر نفس خویش پیکاری بود
از شراب ما، اگر یابد خبرمحتسب شاگرد خماری بود
پیش خویشم کش که باری از رختکشته ای را روز بازاری بود
بر بساط ناز شب غافل مخسپبو که پیش در گرفتاری بود
گویمت خواهی چو خسرو بنده ایقسمتم از تو همین، آری، بود