گنج

شمارهٔ ۷۱۹

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ورشود۷ بیت
گر دل عاشقم از عشق تو رنجور شودکلبه جان ز بلاهای تو معمور شود
هست روشن به رخت دیده، اگر خاک رهتباز در دیده کشم، نور علی نور شود
گشت اعمی، چو خط سبز ترا دید رقیبچشم افعی چو زمرد نگرد، کور شود
حالیا چشم تو مست است، چها می کند او؟آه، اگر غمزه زنان آید و مخمور شود
گفت لعلت به تبسم که دل از ما برگیراز عسل، امر محال است، مگس دور شود
می رود جان به سر کوی تو دیدار طلبموسی، آری، طلبد وصل که بر طور شود
جان من روی تو شد، ای خوشی جانم، اگرخسرو سوخته از وصل تو مسرور شود!