گنج

شمارهٔ ۵۸

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ندرا۸ بیت
ای شهسوار، نرم ترک ران سمند رابین زیر پای دیده این مستمند را
تا مردمان ترنج نبرند و دست همیوسف رخا، کشیده ترک ران سمند را
سرو بلند را نرسد دست بر سرتاین دست کی رسد به تو سرو بلند را
پای گریزم از شکن گیسوی تو نیستمی کش چنانکه خواهی اسیر کمند را
چشم از تو دور، دانه دل گر ز تو بسوختاز سوختن گریز نباشد سپند را
ز آمد شد خیال تو ترسم که بی غرضقصاب پرورش نکند گوسفند را
پند کسم به دل ننشیند که دل ز شوقپر شد چنانکه جای نماندست پند را
در عاشقی ملامت خسرو بود چنانکبر ریش تازه داغ نهی دردمند را