گنج

شمارهٔ ۴۵۸

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انسازد۸ بیت
چو جان عاشقان آن ماه را سلطان و خان سازدجهانی پیش او خود را غلام رایگان سازد
خرامان می رود آن شوخ و در وی عالمی حیرانبزرگ آن صانعی کز آب آن سرو روان سازد
بر ابرو خال دارد آن بت و جانم فدای اودر آن دم کو بسی دل طعمه زاغ و کمان سازد
سر آن چشم گردم، چون به ناز و شیوه و شوخیگهی مستی نماید، گاه خود را ناتوان سازد
هزاران را ببین چون خاک در کویش پراگندهکه آن بازنده شطرنج هوس زین استخوان سازد
بود معشوق چون شمعی، خوش آن پروانه عاشقکه مهمانش رسد وز شعله نقل میهمان سازد
امان هرگز نباشد عاشق بیچاره را از غممگر آنگه که کوی خویش را دارالامان سازد
به بیماری غم خسرو، برای زیستن هر دمنوای خویش را از خون دل تعویذ جان سازد