گنج

شمارهٔ ۴۳۷

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: رباشد۹ بیت
مبارک بامدادی کان جمال اندر نظر باشدخجسته طالعی کان ماه را بر ما گذر باشد
گرت بیند کسی کز زندگی دل خبر داردعجب نبود، اگر تا زنده باشد بی خبر باشد
نظر از دور در جانان بدان ماند که کافر رابهشت از دور بنماید، کان سوز دگر باشد
ندانم چون شود حالم که می میرم ز نادیدنوگر وقتیش ببینم، آن خود از مردن بتر باشد
مکن عیب از پی تر دامنی شاهد پرستی راکه از خونابه سر تا پای او همواره تر باشد
مرا گفتی، به دست خود عقوبتها کنم با توبه کشتن راضیم، گر خونبهایم اینقدر باشد
نه من آنم که برگیرم سر از خاک درت هرگزمگر وقتی که زیر خاک، خشتم زیر سر باشد
مگو، ای پندگو، اندوه بیهوده مخور چندینچه خار از پا کشی آن را که پیکان در جگر باشد
بدینسان کز رخت روزی ندارد چشم مشتاقاننپندارم گهی شبهای خسرو را سحر باشد