گنج

شمارهٔ ۴۲۳

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انفروداید۱۰ بیت
مرا هر شب زدیده خون دل غلتان فرود آیدچه پنداری شراب عاشقی آسان فرود آید؟
دل و عقل، آنگهی عشق، این کجا باشد روا آخر؟که مرغ کعبه در بت خانه ویران فرود آید
سحرگه خشک دیدی ز آه من، ای مرغ بستانهاشبانگه باش تا از چشم من باران فرود آید
مرا گویند دل گرد آر، من بسیار بسی خواهمکه از دل یک دم آن بدعهد بی فرمان فرود آید
عنانگیری نکرد آن بیوفا یک ره مرا روزیکه در ویرانه بیچارگان مهمان فرود آید
چو حد حسن خود بشناخت، قانع شو ز دور، ای دلکه آن یوسف نمانده ست آنک در زندان فرود آید
گهی جولان او در جان، گهی میدان او در دلغلام آن سوارم من که اندر جان فرود آید
نمی یابم چو خار پاش، باری باشمش در رهمگر بر فرق من گردی ازان جولان فرود آید
نمک بارد به هر سو کان جگر گوشه رود، وانگههمه بر جان سوزان و دل بریان فرود آید
بدینسان کز بلندی گفت خسرو رفت بر گردونچه باشد یک سخن گر در دل جانان فرود آید