گنج

شمارهٔ ۳۲۴

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اربکشت۷ بیت
مرا کرشمه آن ترک گلعذار بکشتمرا شکنجه آن جعد همچو مار بکشت
سوار می شد و یک شکل و صد هزار نظرهم اولین نظرم شکل آن سوار بکشت
مگر که باد صبا برد رخش گلگونشکه جان سوختگان را چراغ وار بکشت
طلب که می کند امروز خون من که مراکمان عشق به پیکان آبدار بکشت
به آشکار و نهان چونکه ز آن خویشم دیدنهانیم بر خود خواند و آشکار بکشت
هزار بار، ازان ترک خیره کش، فریادکه همچو من نه یکی بلکه صد هزار بکشت
چو ماهیی که در افتد به دام خسرو رابه قید زلف در افگند و زار زار بکشت