گنج

شمارهٔ ۳۰۴

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارخبردهکهتاکجاست۹ بیت
ای باد، ازان بهار خبر ده که تا کجاستدزدیده زان نگار خبر ده که تا کجاست
گر هیچ در رهی گذرانش رسیده اییک ره ازان سوار خبر ده که تا کجاست
من همچو گل بسوختم از آفتاب غمآن سرو سایه دار خبر ده که تا کجاست
من ز آب دیده شربت غم نوش می کنمآن لعل خوشگوار خبر ده که تا کجاست
خونم ز غم چو نافه بماند اندرون پوستآن زلف مشکبار خبر ده که تا کجاست
جانم چو سرمه سوده شد از سنگ آرزوآن چشم پر خمار خبر ده که تا کجاست
ای پیک تیز رو، برو، آن یار را بپرسکز من برفت یار، خبر ده که تا کجاست
ای مرغ نامه بر، پر تو گر نوشته شدباز آی زینهار خبر ده که تا کجاست
خسرو که این حدیث ز یاری شنیده ایبر پر، وزان دیار خبر ده که تا کجاست