گنج

شمارهٔ ۱۹۷

یار اگر برگشت در تیمار بودن هم خوش استور شکیبایی بود بی یار بودن هم خوش است
عزتی گر نیست ما را نزد خوبان، عیب نیستعاشقان را پیش خوبان خوار بودن هم خوش است
جنگهای او خوش است ار آشتی را جا بودوزعتاب و خشم در آزار بودن هم خوش است
گر چه خفتن خوش بود با یار در شبهای وصللیک در شبهای غم بیدار بودن هم خوش است
اندک اندک گه گهی با یار بودن خوش بودور میسر گرددم بسیار بودن هم خوش است
چون مسلمان بود، می نتوانم از دست بتانپیش بت بر بسته زنار بودن هم خوش است
گر چه از من شیر مردی ناید اندر کوی عشقچون سگانم شهره بازار بودن هم خوش است
باخبر بودن خوش است اندر مقام زاهدانبی خبر در خانه خمار بودن هم خوش است
خسروا، گر در نمی گنجی به خلوتگاه دوستهمنشین با عاشقان زار بودن هم خوش است