گنج

شمارهٔ ۱۹۵۰

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارتی۷ بیت
یک ره بکن ز غمزه خونین اشارتیکافتد ز فتنه در همه آفاق غارتی
چندین به شهر دزدی دلها کجا شود؟در دیده گر ز چشم تو نبود اشارتی
آن را که می کشی، به ازین نیست خونبهاشاز سر کنیش زنده، گر آیی زیارتی
گر بی رخت عمارت عمرم کند سپهربادا خراب، یارب ازینسان عمارتی
گویند دوست وعده به شمشیر می کندآن بخت کو که یابم از ایشان بشارتی
من وصف آن جمال چگونه کنم که هیچفیروزمند نیست بر آنم عبارتی
عشق آتش است، خسرو، اگر سوزدت مرنجدانی که آتشی نبود بی حرارتی