گنج

شمارهٔ ۱۸۰۱

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رانی۸ بیت
ای آنکه تو سلطان همه سیمبرانیدستور بود فتنه به ملک تو که رانی
صد تیر جفا می گذرانی ز جگرهابازوت قوی باد که خوش می گذرانی
چشمم که دوید از پی دیدار ندیدتاین است سزایش که به تیرش برانی
سبزه که دمد از گل عشاق تو، ای ترکخنگ تو بود سوخته، هان تا بچرانی
از آب و گلم گرد برآورد هوایتتا چند به دنبال خودم خاک خورانی؟
ما را تو مکش در هوس آن لب شیریناین سوی در آیم، گرم آن سوی برانی
گفتی که زبانیم جز از تو همه کس، وایما را بمکش گر تو حیات دگرانی
هستی تو اگر شاد به رنجیدن خسرومن سینه کنم پاره، تو گر جامه درانی