شمارهٔ ۱۷۸۶
سر در خمار، شب به کنار که بودهای؟لبها فگار، همدم و یار که بودهای؟
سنبل به تاب رفته و نرگس به خواب نازشب تا به روز بادهگسار که بودهای؟
شمع مراد من نشدی یک شبی تمامماه تمام، در شب تار که بودهای؟
با چشم آهوانه که شیران کند شکارای آهوی رمیده شکار که بودهای
سروت هنوز هست در آغوش خاستنای سرو نیمرسته، بهار که بودهای؟
زان رو که جوی چشمهٔ خورشید خون گرفتخونابهشوی گریهٔ زار که بودهای؟
کارت چنین که پردهٔ دلها دریدن استامشب به پرده محرم کار که بودهای؟
ما را ز اشک صد جگر پاره در کنارتو پارهٔ جگر به کنار که بودهای؟
بر ریش خسروت نمکی هم دریغ بودمرهمرسان جان فگار که بودهای؟