گنج

شمارهٔ ۱۷۶

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: اراست۹ بیت
زلف تو هنوز تابدار استچشمت به کرشمه در خمار است
گفتی که وفا نیاید از منسوگند مخور که استوار است
خون شد دل من، بگوی، ای بادکان جان عزیز در چه کار است
کشتش به کدام بوستان استسروش به کدام جویبار است
من گریه خویش دوست دارمکز درد کسیم یادگار است
کارم غم عشق و بی قراری استتا عمر عزیز برقرار است
ای شاهسوار، آهوان راتیر تو نکوترین شکار است
عاشق که غم تو خورد وانگهشادی طلبت، حرام خوار است
با تو به مثل هلاک خسرودیوانه و موسم بهار است