شمارهٔ ۱۷۱
خط کز لب آن پسر دمیده ستافسون است که بر شکر دمیده ست
بنگر که ز آب دیده یکی ستآن سبزه خوش که بر دمیده ست
از رشک رخت سحر دم سردبر آینه قمر دمیده ست
برخاست ز آتش رخت دوداز بس که خط تو بر دمیده ست
آخر شکری بده به خسروزان لب که نبات بر دمیده ست