گنج

شمارهٔ ۱۷۰۴

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: امگرفته۸ بیت
ای رفته و ترک من بدنام گرفتهوز دست وفای دگران جام گرفته
باز آمده ای تا بنمایی و بسوزیدر سوز میاور دل آرام گرفته
خونم مخور، ای دوست، که این باده غم آردچون دید توان آن رخ گلفام گرفته؟
دزدان دل ار شاه بگوید که بگیرندمن گیرم هر موی ترا نام گرفته
دشنام مرا گفته بدی دوش، همه شبمن لذت آن گفتن دشنام گرفته
از پیش مران بنده دیرینه خود راگر دل شدت، ای کافر خودکام گرفته
من دوزخی عقل و بسا دوزخی عشقگو صد چو من سوخته را خام گرفته
ای گل، چه زنی خنده ز نالیدن خسروکازرده بود بلبل در دام گرفته