شمارهٔ ۱۶۹۷
کارم از دست برفته ست ز نادیدن توزین پس، ای دیده، کجا ما و کجا دیدن تو
آن کجا وقت که در کوچه ما به جولان رفتندل بدزدیدن و دزدیده به ما دیدن تو
آن به خونریز خود از چشم رضا دیدن منو آن بر احوال من از چشم جفا دیدن تو
حال زار گذر من شب تیره دانیکه چه فرق است ز نادیدن تا دیدن تو
خواست خسرو که نبیند غمی، اما چه کنددیدنی بود، نگارا، غم نادیدن تو