شمارهٔ ۱۶۲۹
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: امان۵ بیت
آه ازین تنگ قبایان شده تنگم دامانکه نه سر ماند مرا در غم ایشان نه امان
لب گشایند و نباتی ندهندم، آریکام خود را نتوان یافتن از خودکامان
گر برم در برشان دست، بدزدند اندامسیم دزدی عجبی نیست ز سیم اندامان
رخ چو آتش بنمایند و جگر پخته کننداین دل پخته من سوخته شد زین خامان
خسرو از بهر تو بدنام شد، از وی بگریزنیکنامی نبود در روش بدنامان