گنج

شمارهٔ ۱۶۰۸

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: مایدبیرون۷ بیت
چه کنم کز دل من آن صنم آید بیرونبا دل از سلسله خم به خم آید بیرون
آخر، ای آه درون مانده، دمی بیرون رومگر از دل قدری دود غم آید بیرون
مژه تست چو پیکان کج اندر جگرمبکشم، لیکن با جان بهم آید بیرون
جان رود، لیک دم مهر و وفایت گرددآخر این روز که از سینه ام آید بیرون
من و رسوایی جاوید که عشق تو بلاستهر که افتاد درین فتنه، کم آید بیرون
گر معمای خطت را به خرد برخوانندقصه بیدلی از هر رقم آید بیرون
چنگ را ماند خسرو که زند چون ره عشقناله از هر رگ او زیر و بم آید بیرون