شمارهٔ ۱۵۷۲
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: اهان۷ بیت
تا چند کوشی آخر در خون بیگناهان؟آهستهتر زمانی، ای میرِ کجکلاهان
چندان که بینم آن رو، چشمم نمیشود پرچون دیدن گدایان بر خوان پادشاهان
بیتو دو دیده چون نیست از هیچ گریه فارغمن داد خود نیابم هرگز از این گواهان
من چشم باز کردم، خاک در تو دیدمچون کوریام نیاید از سرمهٔ سپاهان؟
غوغاست پیش رویت از عاشقان که باشدبازار بردگان را گرمی به چاشتگاهان
عشاق رو سیه را لازم بود ملامتچون لعنت ملایک بر نامه گناهان
خسرو به زلف و خالش اندوه خود چه گویی؟دانی که غم نیاید اندر دل سیاهان