شمارهٔ ۱۴۷۷
من اگر دوستت همی دارممکش اکنون برای این کارم
من خود از هجر مرده ام، لیکنخویشتن را بدو نمی آرم
لاف یاری نمی زنم، هر چندبا تو در خویشتن نمی یارم
در نشان ستارگان سپهرهمه شب تا به روز بیدارم
می دهم جان به یاد گیسویتشب بدین یاد زنده می دارم
نستانی تو جان خسرو، لیکگر بگویی به غمزه نسپارم