گنج

شمارهٔ ۱۴۱۲

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ازشفروبرم۷ بیت
هر شب به دل تصور نازش فرو برمبا خون دل فسانه رازش فرو برم
نازش که نیست بر لب شیرین، بر آن شومکاندر میان آن گه نازش فرو برم
چون تیر بر کمان نهد او، خواهم از هوسپیکانهای دیده نوازش فرو برم
شبها ز ذوق خاک درش در دهان کنمدر آب دیدگان نیازش فرو برم
دیوانه شد دل من و زنجیر واجب استخواهد از او که زلف درازش فرو برم
باشد که یک دمی لب خود بر لبم نهدتا من زبان عربده سازش فرو برم
خسرو، اگر چه عشق مجاز است زان اوتحقیق خویش من به مجازش فرو برم