گنج

شمارهٔ ۱۳۸۴

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)۸ بیت
از دو زلف تو شکن وام کنموز برای دل خود دام کنم
از پی آنکه به رویت نرسدچشم بد را به سخن رام کنم
تا تو ننمایی رو، گیرم زلفتا رخت چاشت کند، شام کنم
چشم از زلف سیاه تو کشمگله از محنت ایام کنم
از تو صد جور و جفا می بینمبا که گویم، به که پیغام کنم؟
دل ندارم که نهم بر دگریهم ز زلف تو مگر وام کنم
بوسه خواهیم، وگر تند شویخویشتن را عجمی نام کنم
نیست حلوای تو بهر خسروچه بدان لب طمع خام کنم!