شمارهٔ ۱۲۷۶
بیا ساقی که ما در می فتادیمبه خدمت پیش میخواران ستادیم
سر رندی چو گم کردیم در فسقکلاه صوفیان را کج نهادیم
رها کن غرقه گردیم ار برانیممیان می، چو اندر می فتادیم
چه جای توبه چون می می بنوشیمکه از خوبان به خون روزه گشادیم
مرادی از غم او عشق داریمچه داند او گر از غم نامرادیم
بکش، ای خوش پسر، ما را به یک نازهمان پندار کز مادر نزادیم
بده یک جام کیخسرو به خسروهمان انگار ما هم کیقبادیم