گنج

شمارهٔ ۱۲۵۱

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: نمیرم۷ بیت
چمن چون بوی تو آرد، به بویت در چمن میرمبه یاد قد تو در سایه سرو سمن میرم
زیم از تو، بمیرم هم ز تو فارغ ز جان و تننیم چون دیگران کز جان زیم یا خود ز تن میرم
خوش آن وقتی که تو از ناز سویم بنگری و منبه زاری کشته، انگشت اوفگنده در دهن میرم
شدم رسوا درون شهر، در صحرا روم، اکنونکه رسواتر شوم، گر در میان مرد و زن میرم
بخور جمله تنم، ای زاغ، جز دیده که دید او راکه بیرون اوفتم، در عرصه زاغ و زغن میرم
مرا پیراهن صد چاک پر خونست از آن یوسفهمین آرایش گورم کنید آن دم که من میرم
سخن بر بستی از خسرو مگر چشمت فرود آمدکرم کن یک سخن، جانا، که تا زان یک سخن میرم