گنج

شمارهٔ ۱۱۲

قافیه: ب۵ بیت
قندی‌ست آتشین‌رو، شمعی‌ست انگبین‌لبماه سپهرکسوت، مهر هلال‌غبغب
قطران مشک و خالش از مُشک و گل مُسَلسَلکافور آب و خاکش از شیر و می مرکب
ترک جهان‌فروزش گنجی ز نیمروزشموی طلسم‌سوزش مارِ مُسَلسَل از شب
گر پاسبانی وی در برج مه نبودیسعد زمین گرفتی از وی وبال کوکب
خسرو ز شوق لعلش تا چند سوزی آخرباری دمی برون آی از سوزش تب شب