قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - زمان ارکان هر دو بار باز هم روبرو شدند و از هر دو جانب شاعران قصیدهها سرودند قصیدهٔ معروف امیر خسرو شاید در همین مجالس قرائت شده باشد:
زهی ملک خوش چون دو سلطان یکی شدزهی عهد خوش چون دو پیمان یکی شد
دو چتر از دو سو سر برآورد از درزمین زان دوابر در افشان یکی شد
پسر پادشاه و پدر نیرسلطانکنون ملک بین چون دو سلطان یکی شد
ز بهر جهان داری و بادشاهیجهانرا دو شاه جهانبان یکی شد
یکی ناصر عهد محمود سلطانکه فرمانش در چار ارکان یکی شد
دگر شه معز جهان کیقبادیکه در ضبطش ایران و توران یکی شد
به دیو و پری گوی، ای بادکاینکدو وارث به ملک سلیمان یکی شد
کنون روی در چین نیارند ترکانبه هندوستان چون دو خاقان یکی شد
برون شد دوئی از سر ترک وهندوکه هندوستان با خراسان یکی شد
به صد مهمانی صلا داد عالمچوبر خوان شاهی دو مهمان یکی شد