شمارهٔ ۱۴
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: است۳ بیت
سوال کرد یکی از علای دین گلکارکه تو غلام نئی روی تو سیاه چراست
جواب داد که هر موریی که میسازیمچو آتشی بکنی دود آن بجانب ماست
سیاه رویی من عارضی است اصلی نیستسیاه رویی بنده ز دود موریهاست