مثنوی
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۵ بیت
به امعانی تبریزی یکی گفتچو از شوق برادر شب نمی خفت
که چون در گل بماندی زاشتیاقشچگونه می کشی بار فراقش
بدو گفت ای رفیق غمگسارمچرائی بی خبر از کار و بارم
چنین بینی که پیش روی من هستنمی بینی که از پنجه، شصت من هست
خری کو شست من برگیرد آسانز شست و پنج من نبود هراسان