گنج

شمارهٔ ۹۹

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: یناست۷ بیت
به چین زلف تو کان رشک صورت چین استز وقت شیر مزیدن لب تو شیرین است
دمی ز دیده پرخون نمی‌شوی بیرونبدان سبب که تو طفلی و خانه رنگین است
دگر فوس کنانم مگو که زان توامکه سوختم ز دروغ تو راستی این است
از مهر کرد و وفا توبه آن دل سنگینچگونه توبهٔ او بشکنم که سنگین است
به درد و غم چه نهی مستم ز نو ستمیکرم نمای که آن لطف‌های دیرین است
برم سر از تن و بر آستانت اندازمگرش به خواب ببینم که میل بالین است
برای وصل تو خواند کمال ورد و دعاشنیده که دعاها برای آمین است