شمارهٔ ۸۹۲
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انکاکلتو۷ بیت
ای دلاویزتر از رشته جان کا کل توبرده سوی تو دلم موی کشان کاکل تو
سنبل غالیه سایست چو صبا شانه زدهشده بر خرمن گل مشک فشان کا کل تو
داده از کار فرو بستة من موی بمویخبر آن طرة دلبند و نشان کاکل تو
همچو شمشاد که از باد به پیچ افتد و تابدر تو پیچیده و افتاده چنان کاکل تو
گر بسازند گل از غالیه و آب حیاتهم نشابد که بشویند به آن کاکل تو
عود خوش بو بود و مشک ولیکن ز همهبر سر آمد چو بر آمد ز میان کاکل تو
دل که دزدید سر زلف تو از دست کمالبرده و در زیر کله کرد نهان کاکل تو