گنج

شمارهٔ ۸۵۸

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: بین۷ بیت
زیر پا دامن کشان زلف دوتای او ببینبر زمین افتاده چندین سر برای او ببین
جنت اعلی و طوبی فکر دور است و درازبرگذر زان کوی و قند دلربای او ببین
تونیا را گر خیال چشم روشن کردنستگو به چشم ما بیا و خاک پای او ببین
گه به غمزه جنگ جوید گه بعارض آشتیهر زمان با این و آن جنگ و صفای او ببین
دیده رای پایوس سرو تو دارد چو آبتا چه غایت روشن و عالیست رای او ببین
دل هلاک جان خود می خواست بیتو در دعاعاقبت چون مستجاب آمد دعای او بین
با سگ کویش سرهم صحبتی دارد کمالاز محبان همت کمتر گدای او ببین