شمارهٔ ۸۲۱
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: اشکستن۷ بیت
ای عادت قدیمت دلهای ما شکستنبر خود درست کردی عهد و وفا شکستن
ترسم که پای نازک آزرده سازی از دلاین آبگینه ناکی در زیر پا شکستن
طرف دو رخ رها کن تا بشکنیم زلفتیک آرزو چه باشد در ماهها شکستن
بادام و پسته غمزی کردند از آن لب و چشمچشم و دهان هر یک باید جدا شکستن
سر بر خط تو دارم همچون قلم چه موجبراندن بگفت مردم هر دم مرا شکستن
صوفی شهر ما را بت شد عصای توبهدر عشق فرض باشد بر وی عصا شکستن
پیش کمال وصلت ملکه در عالم ه ارزدرسمیست مشتری را اول بها شکستن