گنج

شمارهٔ ۶۵۵

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اغ۷ بیت
کنار آب و لب جویبار و گوشه باغخوش است با صنمی سرو قد به شرط فراغ
نواخت ریختها در چمن مغنی آبترانه های نر او لطیف ساخت دماغ
شب بهار و شبستان باغ و صحبت یارچنین شبان و شبستان دلا بجو به چراغ
مدار دور گل از می فدح دمی خالیکه لاله دارد ازین درد بر دل این همه داغ
اگر به روضه روم با رقیب در قفسمشنیده باشی و دیده حدیث طوطی و زاغ
چه غم به دفع غمم باغ و گلشنی گر نیستکه عاشق تو فراغت ز باغ دارد و راغ
به بوسه سیب ذقن گفتمش ز گلشن کیستک مال گفت تو انگور خور مپرس از باغ