شمارهٔ ۶۱
لعل درخشان نگر غیرت یاقوت نابلاله سیراب بین پسته سنبل نقاب
تا شود از زلف او حجت خوبی تمامخط مسلسل کشید بر ورق آفتاب
ای گل ریحان تو سنبل بستان فروزطره مهپوش تو سلسله مشک ناب
از عرق روی تست عارض گل قطرهایچونکه ز شبنم فتد بر رخ نسرین گلاب
باد صبا در چمن وصف جمال تو کردشد به گلستان ز شرم لاله سیراب آب
قیمت گوهر شکست بر سر بازار حسنلعل لبت چون نمود دانه در خوشاب
هست نشان رخت آیت خوبی درستنیست به مشک ختا نسبت زلفت صواب
گر رود از هجر تو خون دل من رواستچون نبود خون چکان بر سر آتش کباب
جور غمت بر کمال چونکه کمالی گرفتز آتش هجرش مدار روز و شب اندر عذاب