گنج

شمارهٔ ۶۰۵

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: استهنوز۷ بیت
گل رخسار ترا وقت تماشاست هنوزنرگس مست تو منظور نظرهاست هنوز
نقشبند رخت از غایت حیرانی خویشبه تمامی مه روی تو نیار است هنوز
نیست ما را به بهای سر مویت جانیورنه آن زلف سیه بر سر سود است هنوز
گر به شمشیر جفا خون دل ما ریزیبه وفای تو که جرم از طرف ماست هنوز
سر سرو با قا تو دعوی تطافت می کردسالها گرچه بر آمد نشد آن راست هنوز
همچو اشکم ز نظر گرچه نکندی صد باربر سر و چشم جهان بین منت جاست هنوز
هست نظارگی روی تو امروز کمالبی بصر منتظر وعده فرد است هنوز