شمارهٔ ۵۹۵
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: از۷ بیت
آنکه انداخت ز پایم چو سر زلف درازباربش در دل بیرحم وفائی انداز
بازی طفل به خاک است و بنم شاهد طفلای اجل زودترم بر در او خاک بساز
مرغ روحم به تو خود را بنماید پس مرگتا به تیر افکندم غمزة صیاد تو باز
هر درختی که برآید بر کوی بتانمیوه او همه شیوه است گل او همه ناز
دانه اشکه نگر گونه و رخساره ببیننازنینی تو و ما را به تو صد گونه نیاز
در ازل دل به تو شطرنج تعلق می باختعشق بازی من از امروز نکردم آغاز
دل گرو بست به او هر که نظر باخت کمالبه حریفی که دو رخ دارد و تو هیچ مباز