شمارهٔ ۵۲۱
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: امشد۷ بیت
مه طلعت ترا به تمامی غلام شددر مطلع سخن سخن ما تمام شد
در آرزوی روی تو بگذشت روز عمراز چهره بر فروز چراغی که شام شد
زلفت صبا کشید و نشد آگه آن دو چشمصیاد خواب داشت که غافل ز دام شد
بر خاک در حلال مکن خون عاشقانصید کبوتران حرم چون حرام شد
صوفی نشد بدور لبت خالی از شرابخاک وجودش از چه صراحی و جام شد
زاهد شده است در طمع باده بهشتتنها به خدمتش که طمع نیز خام شد
دیگر چه حاصل از لقب زاهدی کمالناموس چون برفت برندی و نام شد