گنج

شمارهٔ ۴۹۸

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)قافیه: سمیکند۷ بیت
البش جان عاشق هوس میکندشکر آرزوی مگس می کند
دعا گوی و سپری ز دشنام تواز حلوای قندی که بس میکند
رود دل در آن زلف ترسان ز چشمچو شبرو که خوف از عس می کند
نه کس را بر آن در گذارد رقیبنه او التفاتی بکس میکند
به تیر تو دارد نظر آنکة صیددوان است و رو باز پس میکند
از سوزم وخت راست هنگامه گرمچو آتش که گرمی بخس میکند
بگلزار بی یار نالد کمالچو بلبل که بانگ از قفس می کند