گنج

شمارهٔ ۳۵۹

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: رنتوانکرد۷ بیت
پیش رویت صنما وصف قمر نتوان کردنسبت حقهٔ لعلت به شکر نتوان کرد
با وجود رخ و زلفین عبیر‌افشانتصفت برگ گل و عنبرِ تر نتوان کرد
میهمانی‌ست تمنای تو در خاطر ماکه به صد سالش ازین خانه به‌در نتوان کرد
گفتم از غم به وصال تو گریزم لیکنپیش شمشیر قضا هیچ سپر نتوان کرد
گر نبینم رخت از طرف مشکین چه عجبدر شب تیره به خورشید نظر نتوان کرد
گذرست از همه عالم من دلسوخته رالیکن از کوی وصال تو گذر نتوان کرد
نتواند که کمال از تو گریزد به جفازانکه از خنجر تسلیم حذر نتوان کرد