گنج

شمارهٔ ۲۹۸

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ادمیرود۹ بیت
آن سرو قد نگر که چه آزاد می‌رودوآن غمگسار بین که چه دلشاد می‌رود
به روی سرو قامت گل‌بوی لاله‌رخبا قد خوش خرام چو شمشاد می‌رود
بر بام هفت قلعه گردون ز بیدلانهرشب فغان و ناله و فریاد می‌رود
اشک از دمشق دیده ز سودای مصر دلمانند سیل دجلهٔ بغداد می‌رود
بنیاد جان که داشت بنا بر زمین دلاز سیل بار دیده ز بنیاد می‌رود
بر جان بیدلان ستمکش ز دلبراندر شهر ما نگر که چه بیداد می‌رود
عمر عزیز گر نکنی صرف با بتانچون خاک راه دانش که بر باد می‌رود
خسرو مدام با لب شیرین نهاده لبخون جگر ز دیده فرهاد می‌رود
با آن پری پیام کمال ای نسیم صبحاعلام دادمت مگر از باد می‌رود