شمارهٔ ۱۰۴۶
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ی۷ بیت
گر به پاکی خضر وقتی و روح القدسیتا نیابی نظر اهل صفا هیچ کسی
فرض کردیم که سجاده فکندی بر آبچون نداری گهر معرفتی کم ز خسی
تا نیاری قدم از منزل هستی بیرونسالها گر بروی راه به جایی نرسی
ای که از دل نفست راست برون میآیدنفس اینست که از خویش …سی
نیست حاجت که بود سد سکندر در پیشنفسی در میان تو و او مانع و حایل تو بسی
راندهاند از شکرستان سعادت زایتستکه شب و روز هواخواه هوا چون مگسی
حاصل از زهد به جز دردسری نیست کمالتا که در صومعه مشغول هوا و هوسی