گنج

شمارهٔ ۷۱ - استقبال از کاتبی ترشیزی

کجا روم که مرا جز درت پناهی نیستبه جز عنایت تو هیچ عذرخواهی نیست
سرم فدای رهت باد تا نگویندتکه در طریقهٔ عشق تو سر به راهی نیست
دلا ز باده پرستی خجل مشو کاین جرمخطای ماست وگرنه تو را گناهی نیست
سریر سلطنت او را مسلّم است ای دلکه غیر مسند تجرید تکیه‌گاهی نیست
دلِ خیالیِ آشفته را که ناپیداستدر این که زلف تو برده‌ست اشتباهی نیست