شمارهٔ ۵۴
دلا بنیاد جان را محکمی نیستدر او جز غم اساس خرّمی نیست
چه پوشم راز دل از تو چو هرگزمیان ما و تو نامحرمی نیست
اگر در روضه رضوان صد ره از حورتو را بهتر ندارد آدمی نیست
مرا هر لحظه رسوا کردن ای اشکبه پیش مردمان از مردمی نیست
اگر چه ماه نو بسیار خوب استبه خوبی ابرویت را زو کمی نیست
درون خلوت غم با خیالیبه غیر از ناله کس را همدمی نیست