شمارهٔ ۳۶۳
دلا چو روی به اقبال مقبلی داریبه ترک صحبت جان گیر اگر دلی داری
گمان مبر که از این جست و جویِ بیحاصلبه غیر محنت و اندیشه حاصلی داری
ترحّمی بکن ای آشنای وادی عشقکه من غیریقم و تو رو به ساحلی داری
طواف کعبهٔ جانها تو را رسد ای مهکه شبروی و به هر کوی منزلی داری
گذر ز عبقهٔ هستی خیالیا ورنهبه هوش باش که در راه مشکلی داری