گنج

شمارهٔ ۳۴۶

ای دل از خویش گذر تا که به جایی برسیوز در صدق درآ تا به صفایی برسی
تا نبندی به قبول نفس اوّل کمرینیست ممکن که تو چون نی به نوایی برسی
گر به همراهی دردش قدمی پیش نهیزود باشد که به تشریف دوایی برسی
چست برخیز چو ذرّه به طلب رقص کنانتا که در حضرت خورشید لقایی برسی
این خیالی ست خیالی که به سر منزل قرببی قبول نظرِ راهنمایی برسی