گنج

شمارهٔ ۳۴۲

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یدی۶ بیت
ای اشک چو در راه طلب گرم دویدیاز خاک درِ دوست به مقصود رسیدی
دل جان نتوانست ز دستِ غم او بردخوش وقت تو ای اشک که بر آب چکیدی
گفتم که ندیدم دهن تنگ تو را هیچخندان شد و گفتا که تو خود هیچ ندیدی
ناچار ملامت کش و خواری شنو ای دلدر عشق چو گفتار عزیزان نشنیدی
گفتم که بلا می کشی ار می کشی آن زلفدیدی که نصیحت نشنیدی و کشیدی
گشتم چو خیالی به تمامی گرو عشقتا خلق نگویند به غیری گرویدی