گنج

شمارهٔ ۲۵۲

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: تمیرسد۵ بیت
هرکه زاین وادی به کوی بخت و دولت می‌رسداز ره و رسم قدم داریّ و همّت می‌رسد
فرصت صحبت مکن فوت از پیِ مقصود خویشحالیا خوش بگذران کآن هم به فرصت می‌رسد
از خروش کوس شاهان این نوا آید به گوشکاین سرا هر پادشاهی را به نوبت می‌رسد
آخر ای سرگشتهٔ وادیّ هجران بیش از اینتشنه‌لب منشین که دریاهای رحمت می‌رسد
از ره غربت خیالی عاقبت جایی رسیدهرکه جایی می‌رسد از راه غربت می‌رسد