گنج

شمارهٔ ۲۰۱

کس نیست که کار ما برآردکار همه را خدا برآرد
خاک رهش ای سرشگ گِل سازتا یار در جفا برآرد
ز آن پیش که آه سرد و اشکمباران شود و هوا برآرد
باشد که هوای کوی جاناناز کوی هوس مرا برآرد
گر سر بنهد ز غم خیالیشوق تو سر از کجا برآرد