گنج

شمارهٔ ۱

قافیه: مما۵ بیت
ای بی‌خبر از محنت و شاد از الم ماما را غم تو کُشت و تو را نیست غم ما
آن کیست که چون شمع نه در آتش و آب استهرشب ز دم گرم و سرشک ندم ما
مقصود وجود تو و نقش دهن توستورنه چه تفاوت ز وجود و عدم ما
تا ما سرِ خود بر قدم دوست نهادیمدارند جهانی همه سر در قدم ما
چون ماه نو انگشت‌نما گشت خیالیبا آنکه رقیبان بگرفتند کمِ ما