گنج

رباعیات اصیل

شمارهٔ ۱دارنده، چو ترکیبِ طبایع آراستشمارهٔ ۲در دایره‌ای کآمدن و رفتنِ ماستشمارهٔ ۳ترکیبِ پیاله‌ای که در هم پیوستشمارهٔ ۴این کوزه که آبخوارۀ مزدوری استشمارهٔ ۵آن را که به صحرای عِلَل تاخته‌اندشمارهٔ ۶در شش جهت آنچه گِردِ ما گستردندشمارهٔ ۷آن‌ها که کهن بُوَند و آن‌ها که نُوَندشمارهٔ ۸آرند یکی و دیگری بربایندشمارهٔ ۹ز آوردنِ من، نبود گردون را سودشمارهٔ ۱۰از جملۀ رفتگانِ این راهِ درازشمارهٔ ۱۱وقتِ سحر است، خیز ای مایهٔ نازشمارهٔ ۱۲در کارگهِ کوزه‌گری رفتم دوششمارهٔ ۱۳در جُستنِ جام جم، جهان پیمودمشمارهٔ ۱۴چون نیست مَقامِ ما درین دهرْ مُقیمشمارهٔ ۱۵مشنو سخن از زمانه ساز آمدگانشمارهٔ ۱۶رفتم که درین منزل بیداد بُدَنشمارهٔ ۱۷از دی که گذشت، هیچ از او یاد مکنشمارهٔ ۱۸ای آنکه تو در زیرِ چهار و هفتیشمارهٔ ۱۹خوش باش که پخته‌اند سودایِ تو دیشمارهٔ ۲۰بردار پیاله و سبویْ ای دلجوی